°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

♥بناعقل♥

 

من بنای عقل را در هم کوبیدم

 

 با دستهای عشق

 

من شادیهایم را معامله کردم

 

با ذره ای از اندوه لاله 

 

من آسمان را به اشک کشیدم

 

و کویر را با خنده پر کردم 

 

من گلو را به خنجر

 

و ساقه های گندم را به نوازش داس معتاد کردم

 

به کویر آموختم زخمهایش را

 

با نمک مرهم کند!

 

من برای تنهایی عشق شقایق دشت دور

 

به وحشت افتادم

و خدا را از ایمان خویش ترساندم

 


[ جمعه 06 بهمن 1391 ] [ 19:09 ] [ shamimeshgh_m ] [ ارسال نظر(0) ]